خرید بک لینک

تو را نگه داشته بودم برای روز مبادا

مثلا امروز ، بیدار که می شدم

گوشی را بر میداشتم

شماره ات را که در خواب و بیدار حفظ بودم میگرفتم

حالا نهایتا بعد از چند بوق جواب میدادی و

میگفتی خواب صبح روز جمعه هم تو بر من حرام کن

میگفتم صبح نیست هوا ابریست عزیز دل

و گرنه اکنون ساعت از ظهر هم گذشته

حالا زمانش زیاد مهم نیست

کی میرسی اینجا ، حاضر باشم ؟!!

حیف که هنوز نیامده ای ...


برچسب: نویسنده: فاطمه کریمیان تاريخ: جمعه 6 اسفند 1395 ساعت: 17:53

صفحه بندی